تبليغاتX
یک نخ سیگار
موسوس خویینی ها و یاد آن روزها

چند روز پیش توی روزنامه آینده نو یک مطلب خوندم در مورد خاطرا ت موسوی خوینی های بزرگ ،در مورد انقلاب و انتقادات شدید اون ازمهندس بازرگان و توپ و تشر زدن به دانشجوهای بی دین فعلی....

خیلی با نمک بود واسم(این دوتا پست اخیر من نمکی شده یه خورده نه؟).چون توی این فضای بل بشو که همه مسولان مملکتی و حتی نوچه های خود موسوی خویینی ها کورس گذاشتن برای نشستن بر سر سفره ی مذاکره با امریکا اونوقت این حجت اسلام در یاد مان خود از انقلاب می گوید بازرگان طرفدار شاه و امریکا بود.بازرگان با انقلاب هم راه نبود و.....وهمینطور ادامه می دهد که دانشجویان اله بله جینبله(یعنی از دین فاصله گرفتن و خاک تو سرشون!!!).

من قصد این رو ندارم که جوابیه ای برای حاج آقا بنویسم فقط وقتی ذهنم رو خط خطی می کردم و دیروز رو با امروز مقایسه می کردم دیدم که هشت سال جنگ رو همون دانشجوهای انقلابی به ما تحمیل کردن که با حمله به سفارت آمریکا اون کشور رو فرستادن پشت سر عراق....چه خونهایی که ریخته نشد...چه جوانهایی که شهید نشدند....و خروجی عملکرد این حضرات در این ۲۷ سال این شده که جوانها از نماز خواندن دردانشگاهها خجالت زده باشند...بله درسته آقایان خجالت زده می شوند بچه های این مرز و بوم از نماز خواندن در دانشگاهها ....امما این محصول عملکرد نادرست شماست .....یه نگاه واقع بینانه و بدون حب و بغض به پشت سرتون بندازید و لازم هم نکرده همدیگر رو مقصر کنید.....این انگشت اشاره عجب انگشت عجیبیه و قتی آدم کم میاره به راحتی میشه اون رو سمت یک نفر نشانه بگیره و بگه کی بود کی بود من نبودم....

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 18:55  توسط رحمان بهمنی  | 

فیلتر شدیم

توی این دوره زمونه آدمیزاد چیزای با نمک و بی نمک زیاد میبینه.یکی از با نمکاش اینه که وبلاگتو آپدیت می کنی و خودت نمی تونی متن اون رو ببینی!(چون بر و بچ ارتباطات فیلترش کردن)....از تمام دوستانی که تو این مدت از دست بنده شاکی شدن که چرا دیگه اینجا سیگار روشن نمی کنم پوزش می خوام.دراولین فرصت با یک وبلاگ جدید خدمت می رسم.

اما تا اطلاع ثانوی اینجا به صورت چشم بسته آپدیت می کنم برای اون دسته از بچه ها که دست به فیلتر شکنشون ملسه!!!!!!

منتظر پیام من از طریق مسنجر و یا همین بلاگ باشید...من هنوز اعدامی نشدم

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 18:36  توسط رحمان بهمنی  | 

صندوق جواهرو من بچه پولدار

بعله

دوستان

حدود چند ساعتی از نطق پرزیدنت در مجلس و تقدیم لایحه ب و د ج ه به مجلسیان می گذره.اتفاقی که شاید شما هم شنیده باشید ودر هنگام بحث گرانی ها در مجلس رخ داد ٬مثل گذشته گوشه ای از و جهات پرزیدنت رو به ما نمایان ساخت.یکی از اونور داد زده بابا گوجه کیلو سه تومنه ریس جمهور جواب داده نه بابا ۱۲۰۰....!!!احتمالامادر بچه ها تعبیه کردند!!!شایدپرزیدنت واسه خرید می رن سر جالیز و به قیمت تعاونی خرید می کنن از کشاورزان......

اما موضوعی که باعث شد من تیتر بزنم صندوق جواهر .....این بود که ۵روز پیش ابوی بنده (حاج آقا رو می گم)تشریف بردند ولات (دهاتمون رو می گم)یه سری به اقوام هفت پشت اونور تر مون بزنن که یکی از آنها به رسم یادگار یک صندوق گوجه به حاجی داد که بیارن خونهخونه!!!(البته هنوز به گرونی نخورده بود به خدا...)

از قرار گوجه ها رو سبز چیده بودند که دوام بیشتری داشته باشند و الان بعد از ۵-۶ روز گوجه ها لپاشون گل انداخته مثل لپای ماه پرزیدنت.از قضا حاج خانم ما تو این دوسه روزه کارش شده کشیک بالای سر این صندوق گوجه فرنگی که این نوه های آنیش پارش نیان گوجه ها رو له و لورده کنن....ما هم تو دلمون می خنیدم و میگیم خدا پدر پرزیدنتو بیامرز که آخر سر حس بچه مایع دار بودن رو به ما چشوند و ما هم به واسطه این صندوق که کمتر ایرانی شهر نشینی الان لنگشو تو خونش داره احساس کلاس و پرستیژ می کنیم این هوا..........

2 نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 0:57  توسط رحمان بهمنی  | 

فیلتر شکن

بک سایت فیلتر شکن به درد بخور به دوستان معرفی می کنم جهت استفاده صواب نه نا صواب:

سایت سگ سبیل

2 نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 0:39  توسط رحمان بهمنی  |