7. کشورهای اروپایی بلافاصله بعد از تصویب قطعنامه از آمادگی برای شروع مذاکرات سخن گفتند. این نشان می دهد که اروپا همچنان استراتژی چماق و هویج را ادامه می دهد اما فعلاً ترجیح داده از چماق هایش استفاده کند.
8. روسیه و چین که تا قبل از تصویب قطعنامه 1737 متحد استراتژیک ایران تلقی می شدند، در روز تصویب قطعنامه 1747 منفعل تر از قطعنامه قبلی رفتار کردند. هر چند این انفعال را می توان چنین تعبیر کرد که ایران و متحدانش در شورای امنیت، کارتهای پرارزش خود (شکستن اجماع در شورای امنیت و وتوی قطعنامه جدی در آینده) را برای روزهای مبادا نگهداشته اند.
9. در مهلت 60 روزه قطعنامه 1737، دولت ایران خود را کاملاً بی خیال موضوع نشان داد و حتی نشانه هایی دال بر مخالفت دولت با تحرک دیپلماتیک دبیر شورای عالی امنیت ملی هم دیده می شد. دولت محترم باید به خاطر داشته باشد که میان «نترسیدن» و «واقعاً بی خیال بودن» مرز ظریفی است که رعایت نکردن آن می تواند بهترین استراتژی ها را هم به شکست و بن بست بکشاند.
10. هشدار بی سابقه رهبر انقلاب به غرب درباره احتمال «بی قانونی کردن» ایران در مساله هسته ای، هر چند در رسانه های غربی به طور گسترده ای این منعکس شد، اما اثرش به این قطعنامه نرسید و آثار خود را احتمالاً بعد از این خواهد گذاشت. غرب می داند که «بی قانونی کردن» تفاسیر مختلفی می تواند داشته باشد.
هر چند اکنون فشارها بر کشورمان بر زندگی مردم و اقتصاد داخلی ایران اثر چندانی نداشته است، اما اگر قرار باشد غرب همینطور پیچ فشارها را بیشتر بپیچاند و آثار این فشارها در داخل ایران احساس شود، قاعدتاً عده زیادی در داخل ایران خواهند پرسید حال که داریم هزینه داشتن سلاح اتمی را می پردازیم، چرا خودش را نداشته باشیم و نفعش را نبریم؟